الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

674

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

طين و طينت - در اصل لغت به معنى گِل است ، و آن خاكى است آميخته با آب ، و در ساختمان پيكره‌هاى سفالىِ گِلى مىسازند و از آن پيكره‌اى مىآغازند ، ولى طينتِ مؤمن و كافر كه در اين اخبار مورد گفتگو است خاك و آبى ندارد و مقصود از آن همان سرشت انسانى است . سرشتِ بشر از نظر اينكه فردى مؤمن و نيكوكار باشد و يا كافر و بدكار ، يك عملِ آنى و زمانى نيست و در مدت محدودى كه از آن به زمان معين گذشته‌اى تعبير شود انجام پذير نيست ، سرشت مؤمن و به ويژه مؤمن كامل كه پيغمبرى باشد يا مقام خلافت را شايد مانند يك تابلو تصوير بسيار بديع در زير دست قدرتِ حق و رنگ آميزى نقاش هستى مو به مو اجراء مىشود و هر آنى و ساعتى و روزى و ماهى و سالى و قرنى و مرحله‌اى از وجود و هستى زير نظر و مورد عمل است تا خرده خرده پديد آيد و به كمال رسد و به بىنهايت گرايد . در پيكرهء هستى يك پيغمبر و يا يك مؤمن صدها هزار بار و بلكه بيشتر و بيشتر تا آنجا كه به شمار نيايد مو به مو و نكته به نكته قلمِ قدرت و آفرينش به كار مىرود و پى در پى آن را جلوه مىدهد و هر آنچه در ساختمان يك روح و پيكر با ايمان تا برسد به پيمبران به كار رفته همه آسمانى و از فراز آمده است زيرا همه عقل است و همه نور است و همه احسان است و همه خير است و همه هدايت است و همه لطافت است و همه پاكى و طهارت ، آنجا كه براى اين خيراتِ آسمانى مادى و معنوى پذيرشى نيست ، و آنجا كه قلم فيوضاتِ سرشارِ خداوندى در نمىگيرد سياه‌چالِ تاريك طبيعت است ، و در آنجا هر چه خود نمايد و در ادراك در آيد كفر و گمراهى است ، در ميان همهء ابزار و رنگ‌ها و مايه‌هائى كه از آن وجود پيغمبر و مؤمنى بر آيد و يا كافرى خود نمايد همان اختيار و حسن استقبال و يا پشت دادن به حق و آويختن به و بال است كه از خودِ انسان مُيَسَّر است ، و هر سرشتى با اينكه خدا ساخته است